مراقبت یک سگ از جوجه غاز یتیم!
مهر : یک سگ در انگلیس جوجه غاز یتیمی را از چنگال یک روباه وحشی نجات داد و اکنون از آن مراقبت می کند. این داستان جالب سرنوشت جوجه غازی ساکن استستد انگلیس است. یک روباه وحشی به یک غاز مادر حمله و آن را کشت. جوجه این ماده غاز نیز که به شدت در خطر قرار داشت توسط سگی به نام “فرد” نجات داده شد. اکنون این ...
اقدام جالب عروس اتوبوس سوار !!
این خانم 28 ساله ساکن لندن روز عروسی اش تصمیم گرفت مسافت تا کلیسا را با اتوبوس طی کند و همه مسافران این اتوبوس را شوکه کرد. در حالیکه همه عروسها دوست دارند با کالاسکه های سفید به کلیسا رفته و لحظه های رومانتیکی خلق کنند " جنی کلوکو" این فاصله را با وسیله نقلیه عمومی طی کرد
با زنت شوخی کن
با زنت شوخی کنسر به سرش بگذاراز غذایش بِچِشاز دستپختش تعریف کنو بدان که اگر گاهی هم ظرف ها را تو بشوریآسمان خدا به زمین نمی آید!...آخر می دانی؟او همان دختر رویاهای دیروزت استکه به آشپز خانهء زندگی امروزت آمده!...باور کن بدون اواجاق خانه ات حسابی کور کور است!
کشتی
سگی نزد شیر آمد گفتبامن کشتی بگیرشیر سر باز زدسگ گفت:نزد تمام سگان خواهم گفتشیر از مقابله با من می هراسدشیر گفتسرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنندکه با سگی کشتی گرفته ام !!!
همه آدمها با هم برابرند
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه ...
شهر من...
دراین شهرصدای پای مردمی است که همچنان که تو را میبوسند طناب دارتو را میبافندمردمی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند دراین شهرهرچه تنها تر باشی پیروز تری
کاش
کاش ؛کسی یاد معلمهایمان میداد ...اول مهریشغل پدرها را نپرسند؛وقتی هنوز احترام به همهی شغلها را ؛و افتخار به همهی پدرها را ، یاد دانش آموزانشان ندادهاند!حالا قصهی چشمان یتیمی که نم میخورد، بماند...
حجـم ِ دلــــتنـگیـــ هایـم
گاهــیـــ حجـم ِ دلــــتنـگیـــ هایـمآن قــَدر زیـاد می شودکه دنیــــا با تمام ِ وسعتشـبرایـَم تنــگـ می شود ...... دلتنــگـم...دلتنـــــگ کسیـــ کـــــهگردشـــ روزگارشــ به من که رسیــــد از حرکـت ایسـتـاد...دلتنگـــ کسیـــ که دلتنگیـــ هایم را ندید...دلتنگ ِ خودَم...خودیـــ که مدتهـــاست گم کـر د ...
بیـــا آ פֿــریـלּ "شاهـڪـارت" را ببیـלּ
بیـــا آ פֿــریـלּ "شاهـڪـارت" را ببیـלּمجسمه اے بــا چـشمانے بـــازפֿــیرــہ به בور دسـتـــشایــב شرقـــ ...شایـــב غربــ ...مصلوبــ یـڪـ عشــقـــمفعولـــ یـڪـ تاواלּפֿــرב هـ هایش را بــاב בارב میبــرבو او فقــــط" פֿــاطراتـــــش را بغـــــل گرفتــہ "بیا و آ פֿـریـלּ "شاهـڪـارت" را ببیـלּمـجـسـمـ...
یادت باشه
❤ یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی ..اون کس بعد از تو خیلی بی کسه یا برای کسی همه کس نشو یا اگه شدی به فکر بی کسی هاش هم باش!❤
چشمانت ...
چشمانت را که پنهان می کنی...آسمانم را میدزدی...و رویاهایم را...دیوانه...آسمانم را پس بده!من رویاهایم آبی است...نه روزگارم...!
پیانو
زندگی مثل پیانو استدکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی هااما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی .▌│▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌ │▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌│ ▌▌│▌▌▌│▌▌│└└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└
لیـــآقت مـےــخوآهــد ..
لیـــآقت مـےــخوآهــد ..بـــودטּ در شــــعرهـــآے دخــتـرے كـــﮧ ...بـــآ تمـــآم عشـــقش ..نبــودنت رآ اشـــك میــریزد ..تعــــجب نڪـــטּ !در بـــے لیــآقتـــے تــــُوشـــڪے نیـــست ...اینـــجآ ،دلیـــل بـــودنت میـــآטּ بغـــضهآیـــم ،دیـــــ ـــوانگـی ِ خـــودم است .
میگرن..
میگرندلیل سردرد هایم نیستـــــاز خوردن فکرهای مسموممغزم دلپیچه گرفته است . . .
کـــــــــــم بــاش
کـــــــــــم بــاشاز کم بودنت نتــــــــرساونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه،همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
غریبه آشنای من ...
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم؟پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم؟چرا به من شک میکنی من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و لبریزم از هوای تودست کدوم غزل بدوم نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمیکنم نرو ...آه نمیکشم بشین ...حرف نمیزنم بمون ....بغض نمیکنم ببین ...سفر نکن خور...
عشق یعنی؟
عشق واقعی وقتیه که دختر چشماشو میبنده و به پسر اجازه ی بوسیدن میده ولی پسر پیشونی دختر رو میبوسه وزیر لب میگه:عشق من هوس نیست...
فنجان های چای...
روزها پر و خالی میشوند مثل فنجانهای چای در کافههای بعد از ظهر اما هیچ اتفاق خاصی نمیافتد اینکه مثلا تو ناگهان در آن سوی میز نشسته باشی . گاهی فنجانی روی کاشیها میافتد حواس ما را پرت میکند...
جوک لری
به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال بزن: میگه: نردبون