باکره.........
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 16:1
باﮐﺮﻩ ﮐﯿﺴﺖ ؟ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﭘﺎﯾﺶ ﺩﺍﺭﺩ ....ﻭﻟﯽ ﺍﺯﻋﻘﺐ ﺳﮑﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟؟؟؟؟ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﭘﺎﯾﺶ ﺩﺍﺭﺩﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺳﮑﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟؟؟؟ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﭘﺎﯾﺶ ﺩﺍﺭﺩ .....ﻭﻟﯽ ﻻﯾﯽ ﺩﻭﭘﺎ ﺳﮑﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﭘﺎﯾﺶ ﺩﺍﺭﺩ .....ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﮑﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ؟؟؟؟؟؟؟؟ﺑﺎﮐﺮﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭘﺮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮﺩﺧ...
سرزمین کورش
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 16:1
اینجا ایران است سرزمینی که در آن بکارت دختران یک اسکناس سبز ارزش دارد.سرزمینی که زن بودن را به یک نان شب میخرنــــد وبازهم انگشت ×فاحشه بودن× روی زن است.سرزمینی که عشق را کشته انـــد و به جایش حلوای هـــــوس پخش میکننــــدســـرزمینی که برای نواختن ساز دخترک در خیابان سکه به طرفش پـــرت میکننــــد ای...
چته؟؟؟
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 16:0
ﭼﺘﻪ؟؟؟ ﻋﺸﻘﺖ؟؟؟ ﺑﻬﺖ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ؟؟؟ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ .... ﻣﺴﺨﺮﻩ !! ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﭼﺮﺧﯽ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺑﺰﻥ ! ﺑﺒﯿﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻏﺬﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺑﺒﯿﻦ ﭘﺪﺭﯾﻮ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﻮﻥ ﺳﺮﺵ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﺸﻪ ﮐﻪ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ .... ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ... ﺑﯿﺎ " ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ " ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺗﺎ ﺧ...
نوشته بود " ذهن تو مريض است"
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:59
نوشته بود " ذهن تو مريض است"نه رفيق بيا ذهن هاي مريض رو واست معني کنم!ذهن مريض اونه که بهونه شلوغي واگن مترو و به بهانه ترمز خودشو به زنا ميماله !ذهن مريض اونه که به بهونه جا نبودن تو اتوبوس خودشو به زنا ميچسبونه!ذهن مريض اونیه که وقتي دختري کنار خيابون منتظر تاکسيه بی شرف قيمت ميپرسه !ذهن مريض اونه...
.............
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:59
لمس تن تو شهوت است و گناهحتی اگر خدا عقدمان را ببنددداغی لبت جهنم من استحتی اگر فرشتگان سرود نیک بختی بخوانندهم خوابگی ما ، هم خوابگی چرک آلودی استحتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشدفرزندمان حرام نطفه ترین کودک روی زمین استحتی اگر تو مریم باشی و من روح القدوسخاتون من !اگر هزار سال عاشق تو باشمیک بوسهیک...
تو که هستی انگار آرامترم
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:58
این روزها در من خدایی می کند...چیزی شبیه تو...تو که هستی انگار آرامترم...در زندگی چیزی هست که می خواهمش...چیزی هست که مرا به این زمین پیوند می دهد...وقتی نیستی انگار در این دنیا جایی ندارم...روز و شب هایم به کندی می آیند و میروند...لحظه ها انگار جان می کنند که تمام شوند...و مرا به روزهای آمدنت برسان...
بـه صـدایی بـا تـه زنگ اطـمیـنان ...............
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:58
اقـیانـوس است و قـایـقی کـه نمی دانـم کی شکـست ؟مـنم و ایـن دایـره و بی نهایـت شـعاع!کـدام طـرفی شـنا کـنم که خـورشید کـه زد لـب ساحـل بـه هـوش بـیایم ونـدانـم کی رسـیدم؟مـن دسـت ها را قـرنی سـت در جـیب هـایـم دارم و شعـر می خـوانـم و شعـر می گـویم دسـت هـا در جـیب و مـن همـیـن طـور وسـط یک خـیابـان...
بازی..............
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:57
جهان میدان بازی هاست... اما تا کجا بازی؟بگیر این گوی و این میدان... شما بازی و ما بازیبزن ... فریاد کن ... اما حقیقی نیست بازی هابزن ... فریاد کن ... حالی ندارد بی صدا بازیبگیر از مار و پله بازی این کودکان عبرتمکن با پله بالا رفتنت چون مارها بازیشما بازیگر نقش که اید؟ ای نقش تان بر آبالا ای تلخکان و...
دیکتاتور............
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:57
سیگار بعدی را روشن می کنم کامی از لبش می گیرمبه جای لبهایی که چندیست نبوسیده ام !انگشتانم بوی تند سیگار می گیرندهمان انگشتانی که همچون بادجنگل موهای تو را نوازش می کردند ،دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کردهدود سیگار است و بس !سیگارم که به آخر میرسدلبم را می سوزاند مانند بوسه ایکه تو هنگام...
ولـنـتـآیـن................
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:57
هـپـی ولـنـتـآیـن و کـوفـتهـپـی ولـنـتـآیـن و دردخـودشـون دوس پـسـر،دوس دخـتـردآرن فـک مـیـکـنـن مـآ هـم اَز اون خـآنـوآده هـآشـیـمبـه مـن خـوآسـتـیـن تـبـریـکبـگـیـن:۲۲بـهـمـنـی،مـبـعـثـی،آزآدیخـرمـشـهـری، چـیـزی ...بـیـشـعـورآی عـآمـل اَسـتـکـبـآر!!!+ولـنـتـآيـن مـبـآركــ ـ ـ+بـه سـلـآمـتـي اونـآي...
آزادی....................
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:56
ای آزادیاگر روزی به سرزمین من رسیدیدر قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاهبا لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد و ترسناک نیابرای مان از مرگ نگوبه گورستان نروگورستان پایان استنباید آغاز باشد .این بار توی دهان هیچ کس نزنوعده ی تو خالی ندهنفت را بر سر سفره ها نیارنان مان را بر سر سفره های...
به دنبال او.............
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:55
خسته از يورش چشمان بي عفتخسته از خواهش دستان شهوتدر فضاي سلطه ارباب وحشتبه دنبال تو ، اي آغوش امنيتدر هجوم ظلمت نا اميدي مي زند سوسو، گاه ، شعله اميديدر ميان هياهوي هيولاييمي نوازد گوش را نجوايي اهورايياي كه هستي به هر حال مشتاق مناي كه هستي به هو كوي جوياي منچشم دل بگشا و پر كش سوي منبشكن اين ديوار...
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:52
غضنفر شب ادراری داشته. یه روز صبح از خواب بیدار میشه میبینه جاش خشکه! «از خوشحالی میرینه به خودش !
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:51
به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟ «میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:51
غضنفر جلو در دبیرستان دخترونه میوفته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه «می گه: هرکی منو دراورد مال خودش
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:51
غضنفر از تاکـ..سی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. «راننده میگه من که چیزی نگفتم.غضنفر می گه بعدا که می گی
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:51
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت «
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:50
غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی «در این مکان عروسی برگزار می شود
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:50
غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من اب ندین «
جوک زشت
◷
تاریخ انتشار: 1392/11/29 | ساعت: 15:50
غضنفر تو خواب دعواش می شه شب بعد با بچه محلاش می خوابه «